ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
897
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
نزديك و دور را طلبيدند . گفتى همانا بهشتى است پر از حور ، يا آنكه سپهرى است مملوّ و مشحون از ماه و هور . گنجهاى بادآورد كسروى برحسب امر خسروى پرداخته شد و كار اين عيش مهنّا بر احسن وجهى ساخته . عيش نوّاب نيّر الدولة العليّه فرّخسير ميرزا صاحباختيار ولايت همدان ، كه برادر صلبى و بطنى نوّاب سيف الدوله است ، با سور نوّاب صاحبقران ميرزا سالار توپخانه و زنبوركخانهء مباركه ، ضميمهء اين جشن و الا گرديد و سليمان خان افشار قاسملو سركردهء هزاره افشار و حسين على خان ولد دوستعلى خان بسطامى معيّر الممالك درگاه سپهرمدار را نيز از شرف مصاهرت اعلى فرق اعتبار به اوج ثريّا رسيد . بالجمله ، در روز دوشنبه عيد غدير ، كه بدايت اين جشن كبير است ، تا مدّت يك هفتهء تمام روزان و شبان بازار طرب گرم بود و زهرهء خنياگر از صنعتسازى و شعبدهبازى شاهدان رامشگر در شرم . شاهنشاه صاحبقران همه روزه طرف عصر على التّوالى دو ساعت به غروب مانده در تالار فوقانى كرياس بلند اساس نشستى و همّت ملوكانه برافشاندن بدرههاى سيم [ 494 ] و زر و احسان و تحسين مشعبدان رامشگر و كشتىگيران پيلپيكر و رسنبازان غلمان منظر و ارباب اطراب ديگر بستى . شبها سطوح ميدان و هوا از شررافشانى آتشبازان پرفن رشك وادى ايمن بود و روزها از صداى كوس و كرّناى و آواز مطربان طربافزاى ، شورشى در فرق مرد و زن عموم متوطّنين دار الخلافه مىافزود . در نهار و شام ، هر فرقه [ اى ] از خواص و عوام ، از خوان احسان و انعام شهريار با احتشام نعمتهاى الوان خوردندى و سيم و زر بىپايان بردندى . القصّه ، در روزى سعيدتر از عيد نوروز و شبى خرّمتر از نوروز فيروز ، عقد خورشيد و ماه به هم بسته شد و قران زهره و ناهيد به يكديگر پيوسته آمد . پس از انقضاى اين جشن مهنّا ، برحسب امر اعلى خلاع آفتابپايه و ملبوسات گرانمايه به هريك از نوّاب شاهزادگان و امرا و وزراى ديوان و سران و سركردگان و اشراف و اعيان ، بلكه آحاد چاكران و عموم رعيّت و سپاهى داده شد و هركس فراخور احوال ، پيشكشى به جهت مباركباد اين جشن ميمنت اتصال برطبق ارادت نهاده . نوّاب سيف الدولة العليّه